کودک بیش فعال را درمان کنیم نه تنبیه

علل پیدایش اختلالات روانی متنوع است. عوامل ارثی، فرهنگی، اجتماعی، ضایعات مغزی، محرومیت‌های عاطفی و استرس ها هریک به تنهایی با یکدیگر ارتباط داشته و می توانند موجب بروز رفتارهای غیرعادی شوند، البته بیشترین اختلالات به آسانی قابل شناسایی‌اند. کودک نمی‌تواند از احساسات خود مانند ترس و اضطراب، احساس محرومیت و شکست صحبت کند، ولی می‌تواند آنها را به زبان علائم جسمانی مانند بی‌اشتهایی، دل‌درد، سردرد و اختلالات رفتاری مانند بی‌قراری، امتناع از رفتن به مدرسه و بهانه‌گیری بیان کند

بنابراین هر رفتار غیرعادی کودک یا علائم جسمانی را بویژه اگر علت عضوی نداشته باشدباید به عنوان واکنش نسبت به شرایط پیرامون او در نظر گرفت، اغلب فرزندان خود را به خاطر خطاهای او محکوم می کنیم یاآنها را تنبیه می کنیم و فراموش می کنیم که به جای آن باید خطاها و ندانم‌کاری‌های خود را علت بروز مشکلات آنه

بیش فعالی ADHD اختلالی است که در آن پرتحرکی، بی‌توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد.

ا بدانیم.

۳ تا ۵ درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها این مشکل شایع‌تر است. امکان دارد در برخی، بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی دیگر علائم بی‌توجهی بیشتر دیده شود. باید گفت علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع می‌شود. کودکان ADHD در تمرکز کردن مشکل بزرگی دارند. این گونه کودکان به نظر می‌رسد که بی‌توجه‌اند و مشکلات ویژه‌ای در کنترل فعالیت‌هایشان در موقعیت‌هایی که از آنها خواسته می‌شود، دارند.

آنها به طور دائم حرکت می‌کنند. بی‌نظم، بی‌علاقه و غیرقابل پیش‌بینی هستند. آنها خیلی سریع کفش‌ها و لباس‌هایشان را فرسوده می‌کنند. بسیار زود اطرافیان خود را خسته می‌کنند. از برجسته‌‌ترین ویژگی‌های این اختلال بی‌قراری افراطی و توجه بسیار ضعیف است. براساس درجه‌بندی والدین- معلمین یک چهارم تا یک دوم از کودکان و نوجوانان بی‌قرارند، اما هدفمند عمل می‌کنند،این در حالی است که فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدف است.

این کودکان غالباً به علت پیشرفت تحصیلی اندک و مشکلات اجتماعی اعتماد به نفس پائین‌تری دارند و از حفظ توجه روی تکالیف یا فعالیت مربوط به بازی‌ها ناتوانند. آنها اغلب نمی‌توانند حتی به یاد آورندکه باید چه کار بکنند.این کودکان از نظر سازگاری اجتماعی نیز مشکل دارند، به طوری که از بازی‌های متناسب با سن خود امتناع می‌ورزند. در بازی‌های گروهی اخلال ایجاد کرده و موجب نزاع می‌شوند. اگرچه کودکان به طور عادی تا اندازه‌ای بی‌قرارند، ولی چنانچه بی‌قراری شدید و دائمی بوده و در رفتار کودک هماهنگی وجود نداشته باشد در این صورت بی‌قراری باید مورد توجه قرار گیرد. شروع بیماری در پسران ۴ برابر بیشتر از دختران است. غالب روانپزشکان عقیده دارند اگرچه شروع بیماری قبل از ۳سالگی است، ولی تشخیص بیماری در ۷ سالگی که کودک به مدرسه می‌رود و احتیاج به آرامش و دقت و تمرکز حواس دارد، انجام می‌گیرد. بیشتر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی حتی بالاتر برخوردارند و خرابکاری‌های خود را به طور غیرمترقبه و ناگهانی انجام می‌دهند.

ADHD اغلب به دو علت در سال های اولیه مدرسه بیشتر تشخیص داده می‌شود. اول این که تشخیص قبل از ۴و۵ سالگی به خاطر این که در این دوره رشدی رفتارهای کودکان عادی شبیه به ملاک‌های موجود در ADHD است، این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئله‌دار می‌شوند، چون کودکان پرتحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند.

آنها با توجه به شدت اختلال معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل می‌کنند و بیشتر در ساعات نزدیک ظهر بی‌قرار و پرتحرک می‌شوند و به عناوین مختلف سرجایشان می‌لولند یا با همکلاسی‌های خود صحبت می‌کنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند.

معلمان معمولاً این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم می‌زنند. در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن به طور مداوم را ندارند. پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آنها اجازه داده شود که هر ۱۵الی ۳۰ دقیقه یکبار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند.

از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس نداشتن توجه و تمرکز است و به نظر می‌رسد کودک به صحبت‌های معلمش گوش نمی‌دهد. اما یک معلم باتجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال می‌تواند با قرار دادن دانش‌آموز دچار این مشکل در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانش‌آموز در هنگام درس به آنها کمک نماید.

از مسائل دیگر اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی و ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن است.

این کودکان معمولاً به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس، زیاد از کلاس خارج می‌شوند و اغلب اوقات از سوی اولیای مدرسه سرزنش و تنبیه می‌شوند.معلمین باید اطلاعات کافی از این اختلال داشته باشند و در پایه‌های ابتدایی این گونه کودکان شناسایی شوند و رفتاری منطقی و علمی با آنها شود و معلمین با والدین این کودکان در تعامل باشند و وضعیت آنها را به طور متداوم بررسی کنند.

والدین چگونه به بچه‌های خود کمک کنند

۱) ابتدا باید مطمئن باشیم که فرزندمان واقعاً نشانه‌های این اختلال را دارد، به علاوه تشخیص نهایی از سوی متخصص انجام می‌گیرد، گاهی افرادی که بسیار مضطرب و نگران هستند، ممکن است جنب و جوش‌های طبیعی فرزند را علتی بر بیش فعالی بدانند. بنابراین در قدم اول بایستی راجع به تشخیص مطمئن باشیم و به فرزندمان برچسب نادرست نزنیم.

۲) هماهنگی والدین در برخورد با کودک بیش فعال خود باید هماهنگ باشد تا کودک فرصتی برای سوءاستفاده نداشته باشد که رفتار نادرست خود را تکرار کند و همچنین والدین از انجام تنبیه‌های بدنی در این گونه کودکان باید خودداری کنند.

۳) ایجاد قانون برای کودک. برای به هنجار شدن رفتارهای کودک والدین باید قوانین را در منزل برای وی ایجاد کنند و در صورت انحراف از این قوانین او را تنبیه کنند (البته منظور از تنبیه، تنبیه جسمانی یا روحی نیست بلکه تنبیه به صورت ممنوعیت از تماشای برنامه تلویزیون یا انجام بازی مورد علاقه او است)

۴) صحبت و مشاوره با والدین کودکانی که مشکل کودکان آنها را دارد، این امر موجب می‌شود که والدین از تجربیات یکدیگر استفاده کنند و نحوه برخورد آنها با کودکانشان بهبود یابد.

۵) بعضی رژیم‌هایی غذایی، چاشنی‌ها و مواد رنگی و شیمیایی موردعلاقه کودکان، کاکائو، قهوه، نوشابه یا تنقلات در تشدید این رفتارها کمک می‌کند.

۶) والدین باید نحوه زندگی و برخورد با این کودکان طبیعی اما پرهیجان را بیاموزند. البته تا زمانی که کودک بسیار کم سن و سال است این کار بسیار دشوار است، اما با رفتن به مدرسه کودک آرام تر و متمرکزتر می‌شود.

چنانچه این بچه‌ها در سنین کودکی معالجه نشوند در دوره نوجوانی احتمال این که رفتارهای ضداجتماعی داشته و افسرده شوند، بسیار است. بنابراین به والدین توصیه می‌شود که حتماً در دوران کودکی برای معالجه این کودکان اقدام کنند.

روانشناسی رنگ چشمها

معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.

شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.


رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.

رنگ چشم آبی
دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.

رنگ چشم قهوه ای
چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.

رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.

رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.

روانشناسی چشمها


چشمان درشت     چشمان درشت تجسم كمال زیبایی است . افرادی كه چنین چشمانی دارند، باهوش ، قوی ، سرشار از ایده ها، بی ریا و دارای امیال نفسانی قوی هستند.مردان و زنانی كه چشمان درشتی دارند، نسبت به دوستانشان بسیار صادق و خونگرم هستند. اما اگر چیزی بر طبق برنامه پیش نرود، بی نهایت آسیب پذیر خواهند بود و برای یك آغاز مهم چیزی مانع آنها نخواهد شد.مهتمرین نقطه مثبت آنها طبیعت برون گرا و شخصیت با ثبات آنها است .     چشمان كوچك     افرادی كه دارای چنین چشمانی هستند حسود، غیرقابل اعتماد، لجباز و گاهی هم بدذات می شوند. به هرحال در برخورد و پذیرش عقاید این افراد می بایست محتاط بود. به راحتی می توان دریافت كه بخاطر ویژگی های منفی به هیچ كس و هیچ چیز اجازه نزدیك شدن به دنیای خصوصی شان را نمی دهند.افرادی كه دارای چشمان كوچكی هستند، صادق و بی نهایت مشكل پسند می باشند. صفات گفته شده صرفا به معنای عدم كارآمدی ایشان نیست بلكه بیشتر حكایت از هدف محوری شان و وقف خود در راه مقاصدشان دارد. اما خیلی زود صبر و تحمل خود را از دست می دهند و در صورتی كه احساس كنند از سوی دیگران نادیده گرفته شده اند، ممكن است با انواع عیب جویی ها دوستان خود را به ستوه آورند. آنان همواره سعی می كنند تا برای نامزد خود سرگرمی های ممكن را فراهم سازند. اما در درازمدت حسادت و كله شقی آنان موجب جدایی شان می گردد.دقت در جزییات كارهای پراهمیت برایشان سودمند است ، از همین رو می توان مردانی را كه دارای چشمان كوچكی هستند، در ادارات به عنوان حسابدار یا سازمان دهنده امور مشغول به كار دید.زنان این گروه ، به منظور رضایت از كارشان احتیاج به حضار دارند. بنابراین آنها به دنیای مد یا روزنامه نگاری روی می آورند.

   
 چشمان سربالا    در هنر چهره خوانی این شكل چشم ، كمال زیبایی است . این فرم چشم نشان دهنده شخص احساساتی است كه دارای درك معنویت و بنیه فوق العاده می باشد. علاوه بر این آنها از زندگی لذت بخشی برخوردارند. با این وجود همواره باید آماده روبرو شدن با خشم ناگهانی آنها باشید.متاسفانه این بدخلقی را غالبا نسبت به نزدیكترین فرد به خود روا می دارند كه خود موجب گسسته شدن رابطه شان بدون هیچ دلیل قانع كننده یی می شود.در كار هم مردان و هم زنانی كه دارای چشمان سربالا هستند، می توانند روی موفقیتی كه سزاوارش هستند، حساب كنند. به هرحال صبر و شكیبایی آنان تا حدی در كار سنجیده می شود، زیرا تلاش واقعی برای نیل به موفقیت تنها پس از سی و پنج سالگی شروع خواهد شد.

   
 چشمان سرپایین     در كشور ژاپن این فرم چشم سمبل خوش شانسی و ثروت است و در غرب نشانگر همیاری ، نجابت ، قابل اعتماد بودن و نیز افسردگی است .برای این افراد دوستی های صادقانه و عمیق سرچشمه نیروی زندگی است . اگرچه این زندگی پر از ایثار و فداكاری است ولی برای آنان چنین شیوه یی خشنودكننده و رضایت بخش است .به نظر می رسد كه این افراد نیك سیرت به دیگران در حل مشكلات بسیار دشوار كمك می كنند و هرگز كار نیك خود را همه جا جار نمی زنند. این دسته از افراد بیشتر شنونده هستند و خیلی كم صحبت می كنند.هركسی كه بخواهد به نجابت ، فهم و شعور این افراد حسادت بورزد، باید بداند كه این دسته از مردم با طبیعت یاری رسانی كه دارند، نه تنها سختی بیشتری را نسبت به دیگران در زندگی تحمل می كنند بلكه در شرایط كمتر مناسبی زندگی می كنند.زنانی كه دارای چشم های سرپایین هستند شعور و فراست خوبی برای به دام انداختن مردان پولدار و بهره مند شدن از تبعات آن دارند، با این وجود جنبه های مالی برایشان اولویت محسوب نمی گردد. در عشق بسیار فداكار و محافظه كارند تا جایی كه نه تنها در برابر زوجشان فرمان بردارند بلكه از این وضع نیز راضی اند. تعجبی ندارد كه بدانید چه مادران خوبی هستند. بعضی از زنان این گروه می توانند عاشق خود را سربدوانند كه البته این بیشتر یك استثناست تا یك قانون همیشگی .

روزنامه اعتماد

چرا دانشجوها خودکشی می کنند؟

به عادت هر روز غروب، خوی گرم شهرستانی بودن دختر گل می کند و دلش که تنگ می شود با دوستان «هم خوابگاهی اش» بیرون می رود. آن روز تصمیم بر این می شود که به کافی شاپ بروند. در کافی شاپ نشسته اند که یک پسر با لباس هایی شیک، اتومبیل بنزش را دم کافی شاپ پارک می کند و وارد می شود.

پسر بنزسوار مستقیم سر میز دخترها می آید:" اجازه هست اینجا بنشینم؟" می نشیند و حاصل نشستن یک ساعته اش، دوستی با مینا می شود. آرش آن چنان خودش را موجه و مهربان نشان می دهد که مینا مطمئن می شود مرد رؤیاهایش را پیدا کرده است.

هنوز یک ماه از این آشنایی نمی گذرد که: "مینا ازت می خوام بیای خونه ما تا مامانم تو رو ببینه؛ خیلی از تو پیشش تعریف کردم؛ نمی دونی چقدر مشتاقه تو رو ببینه".

مینا به هر صورت می پذیرد. اما وقتی وارد خانه می شوند از مادر اثری نمی بیند. آرش از او می خواهد که کاملا" به حرف هایش گوش بدهد چرا که اگر سرپیچی کند به راحتی او را می کشد.

چند روز بعد، مینا در حمام خوابگاه خودکشی می کند و دیگر چشم هایش را باز نمی کند. همین.

چند قدم آن طرف تر، بیرون از خوابگاه دانشجویی ساعت ۹ شب؛ با لباس هایی پاره و ناتمیز و سر و صورتی نظافت ندیده، دم یکی از مغازه های بلوار کشاورز دراز کشیده بود تا بخوابد. کنارش نشستم و از سن و کار و بارش پرسیدم. ۲۷

ساله و بیکار بود. یعنی بیکار بیکار که نه! شیشه اتومبیل های پشت چراغ قرمز را پاک می کرد. یادش نمی آمد که تا حالا به خودکشی فکر کرده یا نه ولی اصلا" دوست نداشت خودش را بکشد. به نظر او فقط کسی خودکشی می کند که مخش تاب بر داشته باشد؛ و این آخرین جمله اش بود:"تا حالا گذشته از این به بعد هم خدا بزرگ است".

هر چند بر اساس آموزه های ادیان آسمانی، خودکشی، عملی غیر قابل بخشش است اما شاید این دختر دانشجو دلیل موجهی برای این کار داشته است. اما به راستی مهم ترین دلیل خودکشی دانشجویان ایرانی اعم از پسر و دختر چیست؟

راستی می دانید که سالانه چند نفر از دانشجویان دختر و پسر ایرانی خودکشی می کنند؟

بر اساس بررسی های انجام شده از سوی دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشی" دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی است و طبق گفته های رئیس حراست کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به دختران است.

شاید کمی غیر قابل باور باشد اما بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند.

اما چرا؟ چه می شود که قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه بهترین راه حل را انتخاب گزینه "مرگ" می بیند؟

بر اساس نظریه های جامعه شناسانی همچون "امیل دورکیم" و "جورج زیمل"، خودکشی از عواقب و عوارض "شهرنشینی" به شمار می آید. این نظریه پردازان بر این باورند که اساس زندگی شهری بر رقابت و کشمکش است و همبستگی و همدلی به شدت در جوامع شهری کاهش پیدا می کند.

این اندیشمندان بر این باورند که بیگانگی، گوشه گیری و انزوا در فضای زندگی شهری افزایش می یابد. فارغ از این نظریات، عوامل خطر ساز و تسهیل کننده خودکشی در بین دانشجویان را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود؛

الف) عوامل خطر ساز محیطی

همچون؛ بی کاری و مشکلات مالی، شکست در روابط عاطفی، مشکل در روابط اجتماعی و یا از دست دادن جایگاه اجتماعی، ناکامی ها و شکست های تحصیلی، تراکم بیش از اندازه دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی، فضای فیزیکی نامناسب خوابگاه ها، برخوردهای نامناسب سرپرستان خوابگاه ها با دانشجویان، زندگی با هم اتاقی دچار بیماری های روانی- اجتماعی، نبود مراکز مشاوره و مددکاری حرفه ای و...

ب) عوامل خطرساز زیستی و روانی

از قبیل؛ اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی، اضطرابی، اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی خاص، آلودگی به مصرف الکل یا مواد مخدر، مشکل در سازگاری با تغییرات و رویدادها، سابقه اقدام به خودکشی، نداشتن مهارت لازم برای مدیریت استرس ها، داشتن روابط با جنس مخالف، تنهایی و دوری از خانواده و...

پ) عوامل خطرساز فرهنگی اجتماعی

همچون؛ به بن بست رسیدن در افکار و اندیشه های بنیادین اجتماعی و فلسفی (یأس فلسفی)، کمبود حمایت اجتماعی و احساس انزوا ، باورهای نادرست درباره خودکشی و...

کاملا" آشکار است که تلاش در جهت رفع این مشکلات و حل این مسائل می تواند رشد پدیده خودکشی در بین دانشجویان را متوقف کرده و کمیت آن را کاهش دهد. البته پیش از تلاش برای جلوگیری از گسترش رفتار خودکشی در بین دانشجویان باید به این سئوال پاسخ داد که آیا خودکشی قشر نخبه و فرهیخته جامعه برای مسئولان، سیاستگذاران و خانواده ها مهم است یا نه؟

طبیعی است مبارزه با پدیده نابهنجار خودکشی دانشجویی نیازمند همت و برنامه ریزی مسئولان، خانواده و خود دانشجویان است و بی توجهی به این مسئله، تبعات بسیار دردناک و غیرقابل جبرانی را برای کشور در پی خواهد داشت.

چرا مردم خودکشی می کنند؟

پیش گیری از خود کشی _ چرا مردم خودکشی می کنند ؟

 

خصوصیت مشترك ما بین افرادی كه اقدام به خودكشی می كنند داشتن این باور است كه خود كشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است .كشش خودكشی دراین است كه نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد .درتراژدی خودكشی ،آشفتگی ومشكلات عاطفی به حدی شدید می گردند كه فرد را دریافتن راه- های مختلف حل مشكل خود ناتوان می سازند. رحالی كه راه حل‌های دیگری نیز وجود دارند.

همه ما درطول زندگی احساس تنهائی ،افسردگی ،بی كسی ونا امیدی را تجربه می -كنیم .مرگ یكی از اعضای خانواده وشكست دربرقراری ارتباط از جمله مواردی هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی ارزشی را در ما  بوجود می -آورند.ورشكستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشكلات عمده‌ای هستند كه بعضی از ما در طول زندگی كم و بیش با آن مواجه می‌گردیم.  از آنجائی كه ساختار هیجانی هر شخص منحصر به فرد می باشد هركدام ازما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی می‌دهیم .

درتشخیص  این كه آیا واقعا ٌفردی قصد خودكشی دارد لازم است این موقعیت بحرانی ،از دیدفردمورد ارزیابی قرارگیرد، چرا كه ممكن است موضوعی كه از دید شما از اهمیت كمی برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد ویا واقعه ای كه شما برای آن اهمیتی قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت كننده و مهم تلقی گردد.

بدون توجه به ماهیت بحران ،اگر كسی احساس می كند كه دیگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشی ،به عنوان راه حل جذاب برای وی وجود دارد.

 

                        

      علائم خطر

حداقل 70 درصد كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند قبل از اقدام ،به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند .آگاهی از این نشانه‌ها وحاد بودن مشكلات فرد میتواند د ر پیشگیری از چنین تراژدیهایی كمك كننده باشد. اگر شما فردی  را می شناسید كه در برقراری یك ارتباط هدفمند ویا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل شكست درامتحان دچار مشكل می‌باشد لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران برآئید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون " دلم می خواهد خودم را بكشم   "یا  " نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها ومشكلات را تحمل كنم " ،یا اینكه "من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام كه كارها واقعا بدتر گردد" ی" اخیرا طوری رانندگی می كنم گوئی واقعا برایم اهمیت نداردچه اتفاقی برایم پیش بیاید." دیگران را مستقیما از برنامه خود كشی خود مطلع میگردانند.بطور كلی وجود احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ،تنهایی ونا امیدی شدید می تواند بیانگر افكار منجر به خودكشی درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهای فرد كه نشانة درخواست كمك از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا كه معمولا این گونه صحبتها تلاش نا امیدانه فرد جهت برقراری ارتباط ، دریافت كمك و درك مشكلاتش توسط دیگران می باشد.

بیشتر اوقات دررفتار بیرونی افرادی كه به فكر خودكشی می افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها ممكن است با بخشیدن اموال قیمتی خود ومرتب كردن كارهایشان خود را برای مرگ آماده كنند .آنها همچنین ممكن است از اطرافیان خود كناره گیری نموده الگوی خواب و خوراك خود را تغییر دهند ویا علاقه‌أشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات  گذشته‌اشان از دست بدهند.

چنین تغییرات ناگهانی وشدید می تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد چرا كه با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می بیند كه بزودی مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد یافت .

 

                             

   باورهای غلط وحقایقی راجع به خودكشی

باور غلط : فرد باید دیوانه باشد كه حتی فكر خودكشی به سرش بزند .

حقیقت : بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود درمورد خودكشی فكر كرده‌اند. بسیاری از افرادی كه خودكشی می‌كنند ویا اقدام به خود كشی حقیقت : اغلب مواقع عكس قضیه درست است ،كسانی كه اقدام‌های قبلی خودكشی داشته‌اند بیشتر در معرض خطر خودكشی قرار دارند.برای بعضی از این افراد، خودكشی دردفعات دوم  و سوم آسانتر می‌باشد.

باور غلط :كسانی كه قصد جدی خودكشی دارند هیچ كاری را نمی‌توان برای آنها انجام داد .

حقیقت :بیشتر بحرانها ی منجر به خودكشی ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فته‌لند .كسانی كه اقدام به خودكشی می‌كنند به نحوی قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالی كه آنها می‌باید مستقیما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فكر كنند.

باور غلط: صحبت راجع به خودكشی می تواند ایده خودكشی را در فرد بوجود آورد.

حقیقت :بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن ،فكر راجع  به خود كشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است .علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودكشی ،این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشكلات خود را تجربه نماید كه این امر می‌تواند منجر به كاهش اضطراب در وی گردد.این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی كه قصد خودكشی دارد كمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته واحتمالا برای وی تسكین دهنده نیز باشد.

 

                          

      چگونه میتوان به فردی كه قصد خودكشی دارد كمك نمود:

اغلب خودكشی ها را می توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راكه قصد خودكشی دارد می شناسید لازم است اقدامات زیر را انجام دهید :

 خونسرد باشید:دربیشتر موارد عجله‌ای دركار نیست .بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید وضمن درك،حمایتهای عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

بطور مستقیم راجع به خودكشی بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هرنوع كمكی هستند . از صحبت یا سؤال مستقیم راجع به خودكشی ،ترس و وحشتی بخود راه ندهید.

فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله واقدامات مثبت تشویق وترغیب نمائید بخاطر داشته باشید فردی كه در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد نمی تواند منطقی ودقیق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدی وتصمیمات غیر قابل برگشت درموقعیت بحران باز دارید وراجع به تغییرات مثبتی كه امید به زندگی را در وی افزایش می دهد بحث وگفتگو نمائید.

از دیگر افراد كمك بگیرید.علیرغم اینكه شما قصد كمك را دارید،سعی نكنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده بگیرید .درجستجوی افرادی كه بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما كمك كنند برآیید ،حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهید فرد مشكل دار بفهمد كه شما برای وی اهمیت قائلید ونسبت به او چنان علاقمندید كه قصد گرفتن كمك از دیگران جهت رفع مشكلات وی را دارید.

 

                    

            اطلاعات ارائه شده را می توان چنین خلاصه نمودكه:

بحران منجر به خودكشی موقتی است .غیر قابل تحمل ترین دردها و ناراحتی ها نیز می توانند تحمل گردند .كمك همیشه در دسترس شماست .

كرده‌اند افراد با هوشی بوده‌اند كه در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته وموقتا دچار آشفتگی وپریشانی احوال شده‌اند .

باور غلط : كسا نی كه یك بار اقدام جدی برای خودكشی داشته‌لند رغبتی برای اقدام مجدد ندارند .