برفك در کودکان

برفك یك عفونت قارچی است كه توسط "كاندیدا آلبیكانس" ( Candida Albicans) ایجاد می شود. در شرایط طبیعی این قارچ به وسیله سایر میكروب های روده كنترل می شود. اگر تعادل بین این میكروب ها به هم بخورد ( مثلاً هنگامی كه كودك آنتی بیوتیك مصرف می كند و یا هنگامی كه مقاومت طبیعی بدن وی به دلیل بیماری كاهش یافته ) قارچ ها می توانند رشد كنند و باعث ایجاد عفونت در هر قسمت از دستگاه گوارش شوند. برفك اغلب دهان را درگیر می كند و به صورت پلاك های سفید رنگ در سطح زبان ، سقف دهان و سطح داخلی مخاط گونه ها بروز می كند. این بیماری می تواند مخاط مقعد را نیز درگیر كند. در كودكان، برفكِ مقعد گاه با سوختگی ناشی از پوشك اشتباه می شود زیرا سبب بروز پلاك های قرمز رنگ همراه با نقاط قرمز در داخل آنها می شود اما به درمان های معمول راش قنداق جواب نمی دهد.
رفتار کودک از بدو تولد تا 15 سالگی
مقدمه
رابطه کودک با مادر بهترین روابطی است که بین دو انسان برقرار میشود و این روابط میتواند برای سالهای بعد، آموزنده باشد و یا الگویی برای شخصیت بعدی کودک و رابطه او با سایرین باشد. تقریبا همه مادران کوشش دارند که رابطه آنان با فرزندانشان تا حد امکان مطلوب باشد. در این رابطه فقط مادر دخالت ندارد، بلکه کودک نیز در این امر سهیم است. بنابراین لازم است بعضی از خصوصیات اخلاقی کودک را در سنین مختلف مورد مطالعه قرار دهیم. و هر قدر مادر در این خصوصیات آگاهی کاملتری داشته باشد، بهتر میتواند با او کنار بیاید، اگر بداند که با وجود همه کوششهای او ، باز هم همه چیز آرام و بی دردسر نخواهد بود، در این صورت با مشکلات ، رابطه صحیحی برقرار خواهد ساخت.هر قدر مادر ، ماهر ، با استعداد و مهربان باشد، رابطه او با کودکش آرامتر و بی دردسرتر خواهد بود. و در نتیجه مشکلات آیندهاش ، برای مادر قابل پیش بینی خواهد بود. تغییرات اخلاق و رفتار کودک حتی در قسمتهای پیچیده و بغرنجی از آن ، مانند رابطه او با مادرش هم ، دارای نظم و ترتیب و قابل پیش بینی است. میزان سازگاری و همکاری کودک با شما ، تنها بستگی به طرز رفتار و مهارت شما در تربیت کودک ندارد، بلکه به نحوه قابل ملاحظهای با تغییرات خود کودک در حال رشد و نمو نیز دارد. در ضمن باید بدانید، وقتی کودک شما در مقابلتان مقاومت به خرح میدهد، اغلب کودکان در این سن ، چنین نیستند. در این صورت عکس العمل شما با این موضوع فرق خواهد داشت.
کودک بیش فعال را درمان کنیم نه تنبیه
علل پیدایش اختلالات روانی متنوع است. عوامل ارثی، فرهنگی، اجتماعی، ضایعات مغزی، محرومیتهای عاطفی و استرس ها هریک به تنهایی با یکدیگر ارتباط داشته و می توانند موجب بروز رفتارهای غیرعادی شوند، البته بیشترین اختلالات به آسانی قابل شناساییاند. کودک نمیتواند از احساسات خود مانند ترس و اضطراب، احساس محرومیت و شکست صحبت کند، ولی میتواند آنها را به زبان علائم جسمانی مانند بیاشتهایی، دلدرد، سردرد و اختلالات رفتاری مانند بیقراری، امتناع از رفتن به مدرسه و بهانهگیری بیان کند
بنابراین هر رفتار غیرعادی کودک یا علائم جسمانی را بویژه اگر علت عضوی نداشته باشدباید به عنوان واکنش نسبت به شرایط پیرامون او در نظر گرفت، اغلب فرزندان خود را به خاطر خطاهای او محکوم می کنیم یاآنها را تنبیه می کنیم و فراموش می کنیم که به جای آن باید خطاها و ندانمکاریهای خود را علت بروز مشکلات آنه
بیش فعالی ADHD اختلالی است که در آن پرتحرکی، بیتوجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد.
ا بدانیم.
۳ تا ۵ درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها این مشکل شایعتر است. امکان دارد در برخی، بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی دیگر علائم بیتوجهی بیشتر دیده شود. باید گفت علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع میشود. کودکان ADHD در تمرکز کردن مشکل بزرگی دارند. این گونه کودکان به نظر میرسد که بیتوجهاند و مشکلات ویژهای در کنترل فعالیتهایشان در موقعیتهایی که از آنها خواسته میشود، دارند.
آنها به طور دائم حرکت میکنند. بینظم، بیعلاقه و غیرقابل پیشبینی هستند. آنها خیلی سریع کفشها و لباسهایشان را فرسوده میکنند. بسیار زود اطرافیان خود را خسته میکنند. از برجستهترین ویژگیهای این اختلال بیقراری افراطی و توجه بسیار ضعیف است. براساس درجهبندی والدین- معلمین یک چهارم تا یک دوم از کودکان و نوجوانان بیقرارند، اما هدفمند عمل میکنند،این در حالی است که فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدف است.
این کودکان غالباً به علت پیشرفت تحصیلی اندک و مشکلات اجتماعی اعتماد به نفس پائینتری دارند و از حفظ توجه روی تکالیف یا فعالیت مربوط به بازیها ناتوانند. آنها اغلب نمیتوانند حتی به یاد آورندکه باید چه کار بکنند.این کودکان از نظر سازگاری اجتماعی نیز مشکل دارند، به طوری که از بازیهای متناسب با سن خود امتناع میورزند. در بازیهای گروهی اخلال ایجاد کرده و موجب نزاع میشوند. اگرچه کودکان به طور عادی تا اندازهای بیقرارند، ولی چنانچه بیقراری شدید و دائمی بوده و در رفتار کودک هماهنگی وجود نداشته باشد در این صورت بیقراری باید مورد توجه قرار گیرد. شروع بیماری در پسران ۴ برابر بیشتر از دختران است. غالب روانپزشکان عقیده دارند اگرچه شروع بیماری قبل از ۳سالگی است، ولی تشخیص بیماری در ۷ سالگی که کودک به مدرسه میرود و احتیاج به آرامش و دقت و تمرکز حواس دارد، انجام میگیرد. بیشتر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی حتی بالاتر برخوردارند و خرابکاریهای خود را به طور غیرمترقبه و ناگهانی انجام میدهند.
ADHD اغلب به دو علت در سال های اولیه مدرسه بیشتر تشخیص داده میشود. اول این که تشخیص قبل از ۴و۵ سالگی به خاطر این که در این دوره رشدی رفتارهای کودکان عادی شبیه به ملاکهای موجود در ADHD است، این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئلهدار میشوند، چون کودکان پرتحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند.
آنها با توجه به شدت اختلال معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل میکنند و بیشتر در ساعات نزدیک ظهر بیقرار و پرتحرک میشوند و به عناوین مختلف سرجایشان میلولند یا با همکلاسیهای خود صحبت میکنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند.
معلمان معمولاً این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم میزنند. در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن به طور مداوم را ندارند. پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آنها اجازه داده شود که هر ۱۵الی ۳۰ دقیقه یکبار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند.
از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس نداشتن توجه و تمرکز است و به نظر میرسد کودک به صحبتهای معلمش گوش نمیدهد. اما یک معلم باتجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال میتواند با قرار دادن دانشآموز دچار این مشکل در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانشآموز در هنگام درس به آنها کمک نماید.
از مسائل دیگر اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی و ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن است.
این کودکان معمولاً به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس، زیاد از کلاس خارج میشوند و اغلب اوقات از سوی اولیای مدرسه سرزنش و تنبیه میشوند.معلمین باید اطلاعات کافی از این اختلال داشته باشند و در پایههای ابتدایی این گونه کودکان شناسایی شوند و رفتاری منطقی و علمی با آنها شود و معلمین با والدین این کودکان در تعامل باشند و وضعیت آنها را به طور متداوم بررسی کنند.
والدین چگونه به بچههای خود کمک کنند
۱) ابتدا باید مطمئن باشیم که فرزندمان واقعاً نشانههای این اختلال را دارد، به علاوه تشخیص نهایی از سوی متخصص انجام میگیرد، گاهی افرادی که بسیار مضطرب و نگران هستند، ممکن است جنب و جوشهای طبیعی فرزند را علتی بر بیش فعالی بدانند. بنابراین در قدم اول بایستی راجع به تشخیص مطمئن باشیم و به فرزندمان برچسب نادرست نزنیم.
۲) هماهنگی والدین در برخورد با کودک بیش فعال خود باید هماهنگ باشد تا کودک فرصتی برای سوءاستفاده نداشته باشد که رفتار نادرست خود را تکرار کند و همچنین والدین از انجام تنبیههای بدنی در این گونه کودکان باید خودداری کنند.
۳) ایجاد قانون برای کودک. برای به هنجار شدن رفتارهای کودک والدین باید قوانین را در منزل برای وی ایجاد کنند و در صورت انحراف از این قوانین او را تنبیه کنند (البته منظور از تنبیه، تنبیه جسمانی یا روحی نیست بلکه تنبیه به صورت ممنوعیت از تماشای برنامه تلویزیون یا انجام بازی مورد علاقه او است)
۴) صحبت و مشاوره با والدین کودکانی که مشکل کودکان آنها را دارد، این امر موجب میشود که والدین از تجربیات یکدیگر استفاده کنند و نحوه برخورد آنها با کودکانشان بهبود یابد.
۵) بعضی رژیمهایی غذایی، چاشنیها و مواد رنگی و شیمیایی موردعلاقه کودکان، کاکائو، قهوه، نوشابه یا تنقلات در تشدید این رفتارها کمک میکند.
۶) والدین باید نحوه زندگی و برخورد با این کودکان طبیعی اما پرهیجان را بیاموزند. البته تا زمانی که کودک بسیار کم سن و سال است این کار بسیار دشوار است، اما با رفتن به مدرسه کودک آرام تر و متمرکزتر میشود.
چنانچه این بچهها در سنین کودکی معالجه نشوند در دوره نوجوانی احتمال این که رفتارهای ضداجتماعی داشته و افسرده شوند، بسیار است. بنابراین به والدین توصیه میشود که حتماً در دوران کودکی برای معالجه این کودکان اقدام کنند.
آنجا که توئی ، رهگذری نیست مرا جز دوری تو غم دیگری نیست مرا