+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 20:40 توسط معصومه خاوری
|
آنجا که توئی ، رهگذری نیست مرا جز دوری تو غم دیگری نیست مرا
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست شاید آن خنده که امروز دریغش کردیم آخرین فرصت خندیدن ماست زندگی همهمه ی مبهمی از رد شدن خاطره هاست هر کجا خندیدیم زندگانی آنجاست
من مي خواهم كاملا شبيه يك درخت باشم. مي خواهم همواره نمو كنم. از بالا ميوه هايي داشته باشم و از پايين با استحكام روح و ريشه خود را در اعماق زمين فرو برم تا بتوانم به زندگاني عملي خود روش و نيرويي بدهم
شناخت ارزشهاي باطني و باور داشتن به روياها، بخشي از دارايي زندگي است. جك كانفيلد
دریا که باشی در جریانی ، امید هست که روزی به اقیانوس بی کران برسی ... اما ساکن که باشی به مرداب تبدیل می شوی . برای رسیدن به مخلوق ، همین امروز ، جاری شو
حيرت " نام ديگر من است وقتي دستم به زنگ خانه ي خدا نمي رسد و رهگذري زنگ را برايم مي زند
" حيرت " نام ديگر من است وقتي هنگام تشکر مي بينم رهگذر خود خداست !